کتاب صوتی چرخ خیاطینوشته پرویز دوائی
از مجموعه ایستگاه آبشار
توصیف دوایی از محرومیتهایش هم توصیفی شاعرانه و رویاگونه است و كمتر بر فقر و ناملایمات اجتماعی میپردازد. در قصۀ اول مجموعۀ ایستگاه آبشار (با عنوان چرخ خیاطی) از زبان و نگاه كودكی یكی دو ساله كه مادرش برای امرار معاش در خانه خیاطی میكند، چنان توصیف حیرتانگیزی از جزئیات یک چرخ خیاطی سینگر دستی میكند كه انگار معبودی وصف میشود. پسرک كه تازه دندان درآورده و لثههایش میخارد، برای فرو نشاندن این خارش، همچنان كه مادر مشغول كار است، دندانهای تیز و كوچک شیریاش را به گوشۀ پایۀ چوبی چرخ خیاطی میساید و بر آن خراشهایی میاندازد. مدتی بعد، مادر از سر ناچاری چرخ را میفروشد و چند سال بعد، پسرک كه حالا به مدرسه میرود، در خانهای همان چرخ خیاطی را در میان وسایل خانه میبیند و رد دندانهایش بر پایهی چوبی چرخ را به جا میآورد. از نگاه او، این چرخ و آن خراشها، بیشتر یادگاری از یک دوران خوش گذشتهاند تا نشانهای از فقری كه منجر به فروخته شدن آن وسیلهی امرار معاش شدهاند. در واقع حتی توصیف دوایی از یک چرخ خیاطی، در آن موقعیت اقتصادی هم تبدیل به یک خاطرهی عاشقانه میشود؛ چیزی كه در قصههای او نگاه غالب است
در جهان سینمای ایران، ـ گرچه در جاهای دیگر چندان معمول نیست ـ همچنین بودهاند کسانی از سینماگران و فیلمسازان که از جایگاه خود، پلی به دیگر سوی کشیدهاند و در ضمن بهعنوان منتقد فیلم هم، نقد و نظری نوشته و خود را شناساندهاند؛ چنانکه ازاینسو نیز بودهاند نقد نویسهای حرفهای فیلم که عاقبت یا به وسوسه، و یا برای کسب تجربه، قلم و کاغذ گذاشته و ـ بیشتر ـ در هیئت کارگردان، به وادی سینماگران کوچیدهاند.
پرویز دوائی اما، همیشه و همهجا در اذهان عموم سینماروها و سینماگرها، در کسوت مرد قلم و نقدهای خوب و منصف، شناخته شده و هست. گرچه امکان ندارد شما تاریخ فصل نوین سینمای معاصر ایران ـ یعنی از قیصر به بعد ـ را بخوانید؛ و یا پای مطرحترین کارگردانهای این دوره بنشینید و جای از آن، نام پرویز دوائی را نبیند یا نشنوید.
او که نامش پای هر نوشته و نقدی کافی بود تا فیلمی تازه اکران شده، اعتبار بیابد، و یا برعکس از چشم بیفتد؛ با حسی از دلسوزی و مسئولیت، و با نیتی خیر، برای هرچه بهتر شدن جریان و فضای فیلمسازی ـ علیرغم اینکه شاخصترین نام در جبهۀ منقدان سینما و فیلم است ـ در پشت صحنه، دستی به مدد و همدلی، همراه کارگردانهای جوان و تازه پا گرفته میکند؛ و با اعتبار کلام و جایگاه معتبری که بهعنوان منتقد فیلم و صاحبقلم دارد، ضمن حمایت و تشویق، به شکلگیری واقعی هویت سینمای معاصر ایران کمک میکند.
هنوز خاطرۀ نقدهای جاندار او را در مجلۀ سپید و سیاه که برای از جمله فیلم «خداحافظ رفیق»، اولین فیلم امیر نادری نوشت، یاد دوستداران سینما هست. نوشتۀ او با عنوان «خسته نباشی رفیق» اولین نقدی بود که در باره این فیلم نوشته و بهچاپ رسید. فیلمی که مردم، جز ترانۀ متن آن، یعنی«جمعه» با صدای فرهاد، شعر شهیار قنبری و موسیقی اسفندیار منفردزاده، هیچ شناخت دیگری از عوامل آن، امیر نادری (کارگردان)، سعید راد، ذکریا هاشمی، وجستا (بازیگران)، و یا علیرضا زریندست (فیلمبردار) نداشتند.

پرویز دوائی که خود در روزهای سخت و تنگی که امیر نادری برای ساختن این فیلم از سر میگذراند، بارها برای کمکش کمر همت بسته بود و او را چه در نوشتن سناریو، و چه در توصیه به دوستان و دیگر دستاندرکاران سینما کمک کرده بود؛ قصد آن داشت که به اعتبار قلم و نامی که در نزد اهل سینما دارد، هم امیر نادری، و هم این نوع از سینما را که نادری آغازگر آن بود، ضمن معرفی، حمایت و تثبیت هم بکند. خصلتی که از ویژگیهای انسانی پرویز دوائی است و چندان ربطی به حرفۀ نقدنویسیاش ندارد.
درگیرشدن و جنجالی که سر این فیلم و نقد، بین دوائی و اسماعیل جمشیدی، نویسندۀ دیگر مجله سپید و سیاه سر گرفت، شاید هنوز گوشۀ ذهن و خاطرۀ خیلی از سینماروهای آن روزگار مانده است. از «خداحافظ رفیق» و حواشی آن شاید وقتی دیگر و سر فرصت بنشینم و بنویسم.
جهت دانلود کتاب صوتی چرخ خیاطی از پرویز دوائی بر روی لینک زیر کلیک بفرمائید تا بصورت مستقیم دانلود شود
دانلود کتاب داستان صوتی چرخ خیاطی پرویز دوائی| Download
پرویز دوائی اما، همیشه و همهجا در اذهان عموم سینماروها و سینماگرها، در کسوت مرد قلم و نقدهای خوب و منصف، شناخته شده و هست. گرچه امکان ندارد شما تاریخ فصل نوین سینمای معاصر ایران ـ یعنی از قیصر به بعد ـ را بخوانید؛ و یا پای مطرحترین کارگردانهای این دوره بنشینید و جای از آن، نام پرویز دوائی را نبیند یا نشنوید.
او که نامش پای هر نوشته و نقدی کافی بود تا فیلمی تازه اکران شده، اعتبار بیابد، و یا برعکس از چشم بیفتد؛ با حسی از دلسوزی و مسئولیت، و با نیتی خیر، برای هرچه بهتر شدن جریان و فضای فیلمسازی ـ علیرغم اینکه شاخصترین نام در جبهۀ منقدان سینما و فیلم است ـ در پشت صحنه، دستی به مدد و همدلی، همراه کارگردانهای جوان و تازه پا گرفته میکند؛ و با اعتبار کلام و جایگاه معتبری که بهعنوان منتقد فیلم و صاحبقلم دارد، ضمن حمایت و تشویق، به شکلگیری واقعی هویت سینمای معاصر ایران کمک میکند.
هنوز خاطرۀ نقدهای جاندار او را در مجلۀ سپید و سیاه که برای از جمله فیلم «خداحافظ رفیق»، اولین فیلم امیر نادری نوشت، یاد دوستداران سینما هست. نوشتۀ او با عنوان «خسته نباشی رفیق» اولین نقدی بود که در باره این فیلم نوشته و بهچاپ رسید. فیلمی که مردم، جز ترانۀ متن آن، یعنی«جمعه» با صدای فرهاد، شعر شهیار قنبری و موسیقی اسفندیار منفردزاده، هیچ شناخت دیگری از عوامل آن، امیر نادری (کارگردان)، سعید راد، ذکریا هاشمی، وجستا (بازیگران)، و یا علیرضا زریندست (فیلمبردار) نداشتند.

پرویز دوائی که خود در روزهای سخت و تنگی که امیر نادری برای ساختن این فیلم از سر میگذراند، بارها برای کمکش کمر همت بسته بود و او را چه در نوشتن سناریو، و چه در توصیه به دوستان و دیگر دستاندرکاران سینما کمک کرده بود؛ قصد آن داشت که به اعتبار قلم و نامی که در نزد اهل سینما دارد، هم امیر نادری، و هم این نوع از سینما را که نادری آغازگر آن بود، ضمن معرفی، حمایت و تثبیت هم بکند. خصلتی که از ویژگیهای انسانی پرویز دوائی است و چندان ربطی به حرفۀ نقدنویسیاش ندارد.
درگیرشدن و جنجالی که سر این فیلم و نقد، بین دوائی و اسماعیل جمشیدی، نویسندۀ دیگر مجله سپید و سیاه سر گرفت، شاید هنوز گوشۀ ذهن و خاطرۀ خیلی از سینماروهای آن روزگار مانده است. از «خداحافظ رفیق» و حواشی آن شاید وقتی دیگر و سر فرصت بنشینم و بنویسم.
جهت دانلود کتاب صوتی چرخ خیاطی از پرویز دوائی بر روی لینک زیر کلیک بفرمائید تا بصورت مستقیم دانلود شود
دانلود کتاب داستان صوتی چرخ خیاطی پرویز دوائی| Downloadکتابخانه صوتی دانلود کتاب صوتی کتاب رایگان گویا با فرمت mp3 با لینک مستقیم و بدون پسورد و بدون عضویت صوتی چرخ خیاطی پرویز دوائی از ایستگاه آبشار کتاب mp3 دانلود رایگان کتاب صوتی داستان های صوتی رمان صوتی رایگان سایت کتابخانه گویا ایران آرشیو داستان های جدید پرویز دوائی کتاب صوتی داستان چرخ خیاطی پرویز دوایی با لینک مستقیم کتاب صوتی رمان صوتی داستان صوتی پرویز دوائی
کلمات کليدي :
منبع : کتابخانه الکترونیکی آریا













